● مراقب گفتار خود نیستند
خیلی از والدین نه حواس شان به چیزهایی که می گویند هست و نه نحوه گفتن
آن را به خاطر دارند، درحالی که کودک همه این حرف ها را می شنود و به خاطر
می سپارد. خیلی از اوقات والدین فکر می کنند درحال کمک کردن به کودک و
آموزش او هستند اما در واقع بیشتر دارند به او انتقاد می کنند یا به رفتار
هایش نق می زنند. کاملا مراقب باشید که چه چیزی را باید و چطور به کودک
بگویید. در مواقع لزوم در کنار امر و نهی ها و گوشزد کردن انتقادات، حتما
در زمان انجام کارهای مثبت کودک، او را تشویق کنید و علت این تشویق را به
او بگویید تا کودک متوجه شود شما به چه علت از او راضی هستید. فقط زمانی
کودک را تشویق کنید که واقعا به کاری که او انجام داده است اعتقادی ندارید.
کودک تصنعی بودن آن را می فهمد و ارزش تشویق برایش از بین می رود. حواس
تان باشد که کودک را بیش از حد هم تشویق نکنید. ممکن است کودک فکر کند این
تشویق ها خالصانه و واقعی نیست.
● خودشان به حرف شان عمل نمی کنند
بهترین روش برای این که فرزندتان دیگر به حرف های تان گوش نکند این است که خودتان به چیزهایی که می گویید عمل نکنید.
ممکن است چند سال دیگر و با بزرگ شدن فرزندتان او شروع به انتقاد از شما
کند و کار های تان را قبول نداشته باشد اما در این سن شما الگوی فرزندتان
هستید. فرقی نمی کند که حرف های تان در مورد سیگار کشیدن باشد یا ورزش کردن
یا حتی آرام بودن و استرس نداشتن، تا وقتی خودتان برخلاف توصیه تان رفتار
می کنید نصیحت کردن هیچ فایده ای ندارد و حتی می تواند تاثیر معکوس نیز
داشته باشد و باعث شود تا فرزندتان دیگر بقیه حرف های تان را هم جدی نگیرد.
● بیش ازحد برایش برنامه ریزی می کنند
والدین گاهی فراموش می کنند فرزندشان چقدر توان و انرژی دارد. ممکن است
او را با خودشان مقایسه کنند یا حتی بخواهند کارهایی که خودشان دوست دارند
یا آرزو داشتند در کودکی آن را انجام می دادند را فرزندشان انجام دهد. به
همین دلیل پیش می آید بچه هایی را ببینیم که مدام از این کلاس درس به آن
کلاس موسیقی و از این باشگاه ورزشی به کلاس ورزشی دیگری در رفت وآمدند،
علاوه بر این ها والدین کودک را مجبور می کنند بعد از همه این کلاس ها، درس
های مدرسه را هم با دقت بیشتری بخواند. انجام این کار ها ممکن است باعث
زده شدن کودک شود و بی علاقگی او را به این فعالیت ها به دنبال داشته باشد.
در سال های تحصیلی ابتدایی کودک هنوز علاقه مندی هایش را نشناخته است و
استعدادیابی کودک کار خوبی است اما به هیچ وجه نباید این کار را با برنامه
ریزی بیش از حد و درگیر کردن کودک بیش ازاندازه توانش انجام داد. به خاطر
داشته باشید بچه های مختلف استعداد های متفاوت دارند و قرار نیست کودک در
همه رشته ها تبحر داشته باشد یا در همه کلاس هایی که کودکان دیگر شرکت می
کنند، شرکت کند. تعادل را در مشغول نگه داشتن کودک همواره درنظر بگیرید و
اجازه بدهید تا کودک خودش هم در این تصمیم گیری ها شرکت و در برنامه ریزی
به شما کمک کند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:5  توسط
|
گفت و گو با گوهر خیراندیش پس از بازگشت از آمریکا
گوهر خیراندیش از معدود بازیگران زن سینمای ایران است که در کارنامه
اش به زحمت می توان بازی بد پیدا کرد. توانایی هایش در به تصویر کشیدن
شخصیت و تیپ های متفاوت آن قدر باورپذیر است که در برخی فیلم ها زیر گریم
های سنگین هم خود را به نقش نزدیک می کند طوری که شاید از یادمان ببرد چه
کسی این نقش را بازی کرده.
این بازیگر خوشنام سینما که امسال را بیشتر خارج از ایران به سر برده
بعد از مدت های مدید و پس از بازی در آخرین کار محمدحسین لطیفی یعنی «ساخت
ایران» به ایران آمده است. او برای اولین بار حاضر شد در یک سریال شبکه
خانگی بازی کند و این روزها باز هم در تدارک سفر است.
خیراندیش که خود از تواناترین بازیگران پیشکسوت سینمای ایران است، مریل
استریپ را بهترین زن سینمای هالیوود می داند و «آرتیست» را به عنوان فیلمی
خوش ساخت می شناسد. گفت و گوی روزنامه تماشا را به بهانه آخرین فعالیت های
حرفه ای و حال و هوای این روزهایش با این هنرمند می خوانید:
▪ از جدیدترین کارهایتان چه خبر؟
به تازگی کار حسین لطیفی با نام «ساخت ایران» را به پایان رساندم و به
ایران برگشتم. بعد از عید هم یک نمایش را با حضور دخترم و جمعی از
دانشجویان تئاتر کارگردانی خواهم کرد و این روزها هم منتظر اکران فیلم هایم
با نام «میگرن»، «علفزار»، «روییدن در باد» و… هستم. برای ماه رمضان و یکی
دو کار سینمایی دیگر هم چند کار پیشنهاد شد که هنوز به خاطر عدم اطلاعم از
زمان حضورم در ایران نمی دانم می توانم بازی کنم یا نه؟
▪ چطور شد تصمیم گرفتید در مجموعه «ساخت ایران» بازی کنید؟
قبلا آقای لطیفی برای قلب یخی به من پیشنهاد داده بود اما چون نمی
دانستم کارهای ویدئویی ای که به شبکه نمایش خانگی می آیند چه عاقبتی در
انتظارشان است قبول نکردم.
این بار هم دفعه اول وقتی تهیه کننده ها پیشنهاد دادند، جواب رد دادم
اما بعد چون موفقیتشان را در کارهایی که تا الان انجام دادند، دیدم و آقای
لطیفی هم دوباره زنگ زد و گفت کار مفرح و آبرومندی است و تکلیف قصه هم روشن
است پذیرفتم. قبل از اینکه آمریکا بروم با هم صحبت کردیم اما بعد از سفر
من به آمریکا قرار شد دو قسمت اول این سریال قبل از عید توزیع شود به همین
خاطر مجبور شدم برگردم.
▪ تجربه بازی در این سریال چطور بود؟
بخشی از فیلم که من هم در آن بازی داشتم در لبنان فیلمبرداری شد،
متاسفانه قصه آن طور که دوست داشتم پیش نرفت اما در کل داستان ریتم و
محتوای قشنگی دارد. اینکه می گویم آن طور که می خواستم نشد دلیلش این بود
که نویسنده کنار گروه در لبنان حاضر نبود و شاید همین باعث شد متن اصلی آن
طور که باید به گروه منتقل نشد. سرعت در کار و هزینه های بالا هم در کنار
عدم حضور نویسنده باعث شده بود حتی خود تهیه کننده ها هم ندانند با قصه و
قسمتی که ما در آن حاضریم باید چه رفتاری داشته باشند. من و الیکا
عبدالرزاقی که نقش دخترم را در این سریال بازی می کند، مجبور شدیم به هر
ترتیبی که بود این دو قسمت را جمع کنیم. البته من هیچ دلخوری و نارضایتی ای
از این گروه ندارم چون هنوز دلیل اصلی همه این اتفاقات را نمی دانم.
بازی من در این سریال به احتمال زاید به همین دو قسمت خلاصه نمی شود. در
این دو قسمت داستان به این شکل پیشرفت که فعلا به خاطر تعطیلات ترم
دانشگاهی دخترم به ایران برمی گردیم… و در صحبتی که با کارگردان داشتم به
نظر می رسد که ادامه دار باشد.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 11:19  توسط
|
اگر کودکتان گریه کرد چه میکنید؟!
گرچه میدانید که آنها از بودن در کنار شما، دیدن شما، گوش دادن به صحبتهای شما و آموختن از شما والدین عزیر لذت میبرند.
برای پی بردن به دلایل شگفت انگیز گریه کردن آنها بهتر است از زبان خود آنها بشنوید:
۱٫ لطفا این لباس را از تن من خارج کنید!
تنها
به خاطر این که هوای بیرون سرد است، نباید کودک را مثل اسکیموها پوشاند.
اصولا والدین عادت دارند که نوزادان خود را با وسواس بیش از اندازه از سرما
حفظ کنند و این باعث ناراحتی نوزاد می شود. اگر از دمای بدن نوزاد خود
مطمئن نیستید بهتر است دست خود را روی شکم یا پشت او قرار دهید تا از حرارت
فیزیکی او مطمئن شوید. همچنین گونه ها و پاها از خنکای مطبوع نوزاد به
راحتی خبر میدهد!
۲٫ لطفا کمی با هم سازگار باشید!
نوزادان جملات
شما نظیر “چرا زبالهها را سر موقع بیرون نمی گذاری” را نمی فهمند. ولی به
راحتی تنش و مشاجره والدین را احساس میکنند و این میتواند باعث نگرانی و
بی قراری آنها شود. مسلما جر و بحث های گاه و بی گاه بین شما و همسرتان
اتفاق می افتد اما بهتر است لااقل تا زمانی که نوزاد شما هوشیار و بیدار
است کمی با آرامی با یکدیگر مشاجره کنید و دعوای اصلی خود را به بعد از
خواب او موکول کنید.
۳٫ من مضطرب و پریشان شدهام!
صداهای بیش از
اندازه، جابه جایی و حرکت، نور خیره کننده، حضور در اجتماعات شلوغ مثل
مهمانی میتواند آرامش نوزاد را مختل کرده و باعث بی قراری او شود. حتی
محصور شدن در بین کوهی از اسباب بازی نیز میتواند به همین نسبت برای نوزاد
ایجاد تنش کند. این هوشیاری والدین است که دقیقا مراقب حساسیت نوزاد خود
بوده و پی به علت اصلی این بی قراری ببرند و فضای مطبوع و آرام او را خلق
کنند.
۴٫ دلم درد می کند!
هیچ دلیل روشنی برای ناراحتیهای گوارشی
نوزادان وجود ندارد و متاسفانه بسیار رایج است. ممکن است نوزاد دچار رفلکس
معده باشد یا فرمول شیر مصرفی او را دچار این حساسیت کرده است. ممکن است
نوزاد مبتلا به یبوست شده و هزاران دلیل گوارشی دیگر. مهمترین کار والدین
این است که بعد از هر وعده غذا دادن به نوزاد، او را وادار کنند که آروغ
بزند. برای رفع گاز معده بهتر است که به آرامی شکم نوزاد را ماساژ دهید یا
پاهای او را به حالت دوچرخه زدن تکان دهید. اگر کودک از شیر
مادر تغذیه می کند، بهتر است در هر وعده غذا تنها از یک پستان مادر شیر
بخورد یا اگر با شیشه شیر به او غذا می دهید، سعی کنید سر شیشهای که مجاری
باریک دارد انتخاب کنید. این کارها باعث می شود که کودک هنگام غذا خوردن
هوای کمتری را به درون دستگاه گوارش خود بفرستد.
۵٫ کسی من را نیشگون گرفت!
اطراف
انگشتان دست و پای نوزادان زواید بسیار ظریفی است که ممکن است هنگام زدودن
آنها، نوزاد احساس ناراحتی کند. بنابر این کار باید به دقت و به کمک وسایل
مخصوص انجام شود. همچنین در اغلب موارد برچسب لباس نوزاد یا زیپ لباس می
تواند کودک را ناراحت کند. حتی کمربند ایمنی کالسکه یا ماشین باعث ساییدگی
پوست نوزاد و آزردگی او می شود.
۶٫ من احساس تنهایی می کنم!
از
ماههای ۶تا ۹ نوزاد متوجه جدایی خود از مادر می شود. اما تنها گذاشتن او در
اتاق می تواند غیر قابل تحمل باشد و گریه او را به همراه داشته باشد.
اینکه نوزاد را در فضایی قرار دهید که ضمن کنترل او، به کار خود بپردازید
خوب است. اما اگر احساس کردید که همین جدایی نیز برای او سخت است، هر از
گاهی به او توجه و محبت کنید. گاهی تنها دیدن شما یا در آغوش گرفتن او برای
چند لحظه به او تسکین دهد. ولی اگر به هیچ عنوان حاضر به جدایی نشد، در هر
حال امیدوار باشید که با ورود به ۱۵ ماهگی بهتر با این حقیقت کنار می آید.
۷٫ من از دیدن این فضای تکراری خسته شدم!
ماندن
بیش از اندازه در یک وضعیت ثابت مثل قرار گرفتن روی صندلی و یا گوشه از یک
اتاق می تواند سبب خستگی و کسالت نوزاد شود. بنابر این بد نیست که کمی او
را حرکت دهید. فضای متنوعی را برای او خلق کنید یا هر از گاهی او را به
پارک ببرید. اگر به قدری پر مشغله هستید که فرصت این کار را ندارید لااقل
با او صحبت کنید.
۸٫ من گرسنه هستم!
نوزاد شما ممکن است درست یکساعت
بعد از شیر خوردن ناآرامی کند و دقیقا این ناآرامی به خاطر گرسنگی او باشد.
این اتفاق اصولا در مراحل رشد نوزاد پیش می آید. مثلا در هفته ۲ ، ۳ و ماه
های ۳ و ۶ که تقریبا ۲ روز ادامه می یابد. اگر از گرسنه بودن او مطمئن
نیستید، او را بلند کنید و چند دقیقه راه بروید، اگر به خواب رفت یا حداقل
آرام شد، به این معناست که گرسنه نیست ولی اگر گریه او همچنان ادامه داشت
بهتر است به او شیر بدهید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 11:23  توسط
|